خلسه

آغوش میگیرمت...تمام جهان را زیر سرت میگذارم... پارا میشوم با لهجه ی خاص خودش! تمام معشوقه هایت را نقش بازی میکنم /از ته خاطراتت!...آرام که بگیری...حس یک ناودانی را خواهم گرفت که به روی باران ...لذت برخورد را نمی آورد....

+نوشته شده در چهارشنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩۱ساعت٤:٢٢ ‎ب.ظتوسط مریم بیدختی | نظرات ()