خلسه

یک روز دنیا با تمام دلبستگی هایش دلت را می زند

دلت می گیرد از بازی ها

از بردی که تنها پنجاه درصد یک دوئل است

...
از عمو زنجیربافی که دستت را به دنیا بند کرده است

دلت می گیرد
...


دلت می گیرد و پشت هفت سنگ ها را خالی می کنی

دلت می گیرد و گرگ ِ هیچ گرگم به هوایی نمی شوی

بیخود نیست که پسر شجاع

پا یک قدم آنطرف آنتن ها نمی گذارد

و هیچ دختری در جستجوی بهشت

از هفت فرسخی دنیا هم عبور نمی کند

بی خود نیست اسطوره ها

به اعماق خاک گرفته ی کتاب ها کوچ کرده اند

دنیا همین است ......

هرچه قدر هم که روی خوشش را نشانت بدهد

یک روز دلت را می زند ................

+نوشته شده در پنجشنبه ٢٠ مهر ۱۳٩۱ساعت۱:۱٢ ‎ب.ظتوسط مریم بیدختی | نظرات ()