خلسه

باور کن از این قصه نه کسی سر زده می رسد ............
....................................... نه کسی جان سالم به در می برد
و من دیگر نمی ترسم ................ از شجاعت نیست
آنقدر پُر َم ........ که جایی برای ترس نمانده

+نوشته شده در پنجشنبه ۳ اسفند ۱۳٩۱ساعت٤:٥٢ ‎ب.ظتوسط مریم بیدختی | نظرات ()