بیا ... تا کارهایِ قرمز به سر|َم نزده

این روزها همش
کارهایِ آبی به سر|َم می زند
آسمان می شوم ,
بی لکه
بی پرنده
دریا می شوم ,
بی موج
بی ماهی
گاهی ته جویده ,
... خودکار می شوم
... بی جوهر
بی صاحب ...

چند وقتی ست
از خودم می ترسم
بیا ...
تا کارهایِ قرمز به سر|َم نزده.

/ 0 نظر / 13 بازدید