ما فاجعه تریم

فاجعه که فقط گلوله وُ خون نیست
ما که بی حاشیه می میریم
بی اعتراض
بی خراش
... ما فاجعه تریم ...
این شهر اگر هنوز ایستاده
ساختمان ها اگر ...
تنها به حرمتِ کوه وُ کارگر است
وقتی خودمان را به نظاره می روم
احساس می کنم
بر سر جسدی گرم ایستاده|َم
و سعی می کنم
انتهایِ استمرارِ خطی را پیدا کنم
که بر صفحه ی مانیتور بوق می کشد

/ 2 نظر / 29 بازدید
خرزو

دردها و زخمهایی است توی زندگی که نمیشه بیان کرد و مثل خوره میخوردت مثل جهل مردم و حتی خود آدمی که این حرف رو میزنه! فرق داشتن با دیگرون کمرتو خم میکنه ولی گریزی نیس چون این تقدیر توئه!همه به صورت میرن و یه چیزی تو رو به سمت سیرت میکشه و دوس داری تو معنا غرق بشی،مرگ رو دوس داری بخاطر خود مرگ

بهزاد منفرد

چه پست خوبی بود به منم سر بزن اگر دوست داشتی تبادل لینک هم بکنیم