حاشا که مرگ جز رهاییدن مفهوم دیگری باشد

..تا چشم کار می کند ... هیچ
کنار جاده ای بی عبور ایستاده ام
دست تکان می دهم برای ماشین هایِ خیالی
انگشت توهین نشان می دهم
به جهانی که نتوانست من را از من بگیرد
تنها غربتِ بودن مانده
... آنهم می گذرد
مثل همین شعر
و حاشا که مرگ
جز رهاییدن مفهوم دیگری باشد

/ 0 نظر / 11 بازدید