جوجه اردک زشتی که خودش میدانست روزی قو خواهد شد!

سقراط تا نیچه!...پینوکیو تا پطرس!...شازده کوچولو تا بزرگترین دیو هایی که در خود پرورش داده ام! و کودکی/ درونی تر از درد های به زبان نرسیده...همه را ردیف میکنم و جام به جام زهر میدهم رفیق!...به سقراط که رسیدم از دهان باز جوجه کلاغی میگویم که از درک دنیا به بلوغ زودرس رسید!...از بس قصه ی جوجه اردک زشت را شنید و با رویای قو شدن خوابید!...بی آنکه یک پر/ خودش را به رو سفیدی بزند!....

/ 1 نظر / 16 بازدید

سلام دوست عزیز خیلی جالب بود..[گل]موفق باشید.